هرچند که باز هم مثل هرسال هیچ یک
از نوه هایش به استقبالش نیامده بودند
اما او مثل همیشه چمدان هایش پر بود از سوغاتی . . .
برای آسمان ابر را برای زمین برف را برای چمن باران را
و برای من تولدم را سوغاتی آورده بود
شادی هایتان به درازی یلدا باد ! ! یلدا مبارک . . .
سربازهای قلبم فاصله ها را هشدار دادند
و در گوشم فریاد زدند : تو کجا و او کجا ؟
فاصله ها بین من و تو آنقدر زیاد است که
حتی در کوچه پس کوچه های خیال هم حق قدم زدن
با تو را نداشتم و ندارم پس یک کلام ختم کلام
تو را به خیر و مرا به سلامت . . .
( خط خطی های من . . . )
که تنها استرس و نگرانیم نرسیدن به کارتون آنشرلی بود، اون
دورانی که مونس و رفیق تنهایی هام تام و جری وسفیدبرفی بود
آخ که چه دوران خوشی بود با دخترا یه چادر سفید می انداختیم
سرمون و می شدیم زن خونه اینقدر سرگرم بازی کردن میشدیم
که دیگه به حرکت کند عقربه های ساعت بی توجه می شدیم
اون روزا نه حسرت گذشته رو می خوردم و نه هراس آیند
رو داشتم.
فقط توی حال زندگی میکردم و از بودن لذت می بردم کلی بهانه
های کود کانه و قشنگ برای خندیدن داشتم تا یه ذره هم غمم
میگرفت می رفتم سراغ عروسکام و با اونا درد و دل میکردم انگار
اونا بهتر از هرکسی حرفام رو می فهمیدن اما حالا چی ؟ .! ؟ .!
حالا دیگه نه بهانه ای برای خندیدن دارم و نه رفیقهای بیکلکی
به رنگ صورتی مثل پلنگ صورتی . . .کاش میتونستم یکبار دیگه
بچه دبستانی بشم و از زاویه نگاه اون به دنیا نگاه کنم شاید
اونوقت صدای پرنده ها به گوشم و رنگ زندگی به چشمم زیباتر
می اومد . . .
همه ی عمر دیر میفهمیم..تو لحظه ها و دقیقه های اخر....
وقتی عمر همه چیز داره تموم میشه...
مثل وقت هایی که ...
زندگی تو لحظه های از دست دادن شیرین میشه
یه لحظه افتاب تو هوای سرد غنیمت میشه
خدا تو موقع سختیها تنها پناهت میشه
یه قطره نور توی دریای تاریکی واست همه ی دنیا میشه
یه عزیز وقتی که از دست رفت برات همه کس میشه
پاییز وقتی که تموم شد به نظرت قشنگ و قشنگ تر میشه
نگاه كن پاییز به نفس نفس افتاده
هیچ کس مطمئن نیست که فردا رومی بینه یا نه....
امروز تمام چیزها و ادمهای دور و برت رو خوب ببین...
زندگی خیلی طولانی نیست
تا شقایق هست زندگی باید کرد . . .
خبری از دل پر درد گل یاس نداشت . . .
باید اینطور نوشت : هرگلی هم باشی چه شقایق
چه گل پیچک و یاس ! زندگی اجباریست !
زندگی در گرو فاصله هاست فاصله تلخ ترین خاطره هاست
دستانش از ابتذال شکننده تر بودند
هراس من باری از مردن در سرزمینی است
که مزد گورکن از آزادی انسان فزون تر باشد ! . ! . !
كاش مي شد بـارديگر سرنوشت از سر نـوشت
كاش مي شد هرچه هست بر دفتر خوبي نوشت
كاش مي شد از قلمهايي كه بر عالم رواست
بــا محبت، بــا وفــا، بــا مهربــانيها نوشت
كاش مي شد اشتبــاه هرگز نبـودش در جهان
داستــان زنــدگانــي بـي غلط حتـي نـوشت
كاش دلـها از ازل مهمور حسرتــــها نـــبــود
كاين همه، اي كاشها بـر دفتـر دلها نـوشت
و فرو کوفت به خشم ، تبل تنهایی را ؟
مثل بی تابی یک شاخه به نور
چه کسی بود که پنداشت ، هرکه از راه رسید
بی اشارات گل عشق می تواند بنوازد نت تنهایی را ؟
من دلم بیدار است و گمانم اینست که دلم تنها نیست
و به قول سهراب:
دست جادویی شب، در به روی من و غم می بندد
میکنم هرچه تلاش، او به من می خندد
از همه ی دوستانی گلی که تو تنهاترین روزهای تنهاییم تنهام نذاشتن متشکرم
همتون رو دوست دارم
و امیدوارم بازم بتونم پذیرای حضور سبزتون
دنیامون یه عالمه آدم خوب وبد داره
ماه من غصه نخور! همه که دشمن نمیشن
همه که پر ترک مثل تو و من نمیشن
ماه من غصه نخور! مثل ماها فراوونه
خیلی کم پیدا میشه کسی رو حرفش بمونه
ماه من غصه نخور! گریه پناه آدماست
تر و تازه موندن گل مال اشک شبنم هاست
ماه من غصه نخور! زندگی بی غم نمشه
اونی که غصه نداشته باشه آدم نمیشه
ماه من غضه نخور! خیلی ها تنهان مثل تو
خیلی ها با زخم های زندگی آشنان مثل تو
ماه من غصه نخور! زندگی خوب داره واسه عشق
خدا رو چه دیدی شاید فردامون باشه بهشت
ماه من غصه نخور! دنیا رو بسپار به خدا
هر دومون دعا کنیم تو هم جدا منم جدا

